تقدیم به روح....

    تقدیم به روح

پاک لیلا و تمامی جانباختگان کوهستان

 

 

 

تو را تا قله خواهم برد

 

تا آنجا که یاد لحظه های با تو بودن هست

 

تا آنجا که هرگز نیست اوج دیگری جز تو

 

تو را تا قله خواهم برد

 

بیاد مهربانیهای چشمانت که می خواندند رفتن را

 

به کشف راههای گم

 

به قعر دره های سرد

 

به اوج انتهای کوه

 

تو تا پایان روز دوستی ماندی و قلبم را به سوی قله ها بردی

 

وشرم آفتاب گرم را دیدم

 

زگرمی قدمهایت که میرفتند تا بی انتها ی کوه

 

به گوش کوه می خواندی تو فریاد صلابت را

 

به عمق رود میگفتی سرود تند رفتن را

 

شب تاریک میماندی میان سرد شب تنها

 

و فردا گرم میکردی یخ سرد بلورین را

 

به گام گرم پرشوقت

 

و اکنون بار دیگر بار راهی پیش پای ماست

 

و دیگر بار پاهایی به جای پای تو تا قله خواهد رفت

 

و در آن راه طوفان زا

 

سرود زنده بودن را

 

صدایی تازه خواهد خواند

 

که پرچم را میان قله دلها تو برپا کن

 

که فتح ما

 

همان عشق تمام قلبهای بسته پیمانیست

 

که بودن را به لفظی تازه می خوانند

 

تو را تا قله خواهم برد

 

تو که قلب مرا تا قله ها بردی

 

بیاد تو، به نام تو، به آن راهی که پیمودی

 

تو را تا قله خواهم برد

 

تو را با قله خواهم برد

 

شاهین عارف نیا

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
نسیم

ی کوه بلند ای سراپا همه پند ‌ز تو این تجربه آموخته ام که نلرزد تنم از غرش ارابه سنگین زمان و هراسی ندهم راه به دل از طوفان کاه بودن ننگ است کوه می باید بود. خدایش رحمت کناد ...[گل]